آتشی در زیر خاکستر

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت

سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیک

دلم از مهر تو آکنده هنوز

دفتر عمر مرا

دست ایام ورقها زده است

زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست

در خیالم اما

همچنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز

در قمار غم عشق

دل من بردی و با دست تهی

منم آن عاشق بازنده هنوز

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش

گر که گورم بشکافند عیان می‌بینند

زیر خاکستر جسمم باقیست

آتشی سرکش و سوزنده هنوز

zireBaroon.jpg

کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــــو دل پرطاقتی؟

گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتی

کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــــو دل پرطاقتی؟

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گـــــــــرفت

شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـــــــــــی

تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد

غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کــــــــو غیرتی؟

گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره مــــــــاند

دور باد از خرمن ایمان عــــــــــــــــــــاشق آفتی

روزهایم را یکایک دیدم و دیـــــــــــــــدن نداشت

کاش بر آیینه بنشیند غبار حســـــــــــــــــــرتی

بس‌که دامان بهاران گل به گل پژمرده شــــــــد

باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتــــــــــــــی

من کجا و جرئت بوسیدن لبهای تـــــــــــــــــــو

آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتـــــــــــــــــــــی

29-4-1391_IMAGE634783093026471460.jpg

بالا بلند من

دستم نمی رسد

که بچینم تو را ولی...

بالا بلند من

تو کمی قد خمیده کن!

pouya313.jpg

حسرت

با دلت حسرت هم صحبتي ام هست ولي

سنــگ را با چـه زبـاني به ســـخن وادارم

دلتنگی-Blue-Eyes.jpg

پلنگ وحشی من

شنيده ام كه جنگل قدم گذاشته اي


پلنگ وحشي من! خوش به حال آهو ها!

im    ages.jpeg

از پا فتاده ام

دیگر ز پا فتاده ام ای ساقی اجل

یار کن ای خدا

که به یاران رسانیم

درد واره

ما را به سخت جانی خود

این گمان نبود