ارباب معرفت
نقل است که امیری از بغداد به دیدار رابعه ره آمد
و چون به نزد وی نشست لب به مزمت دنیا گشود و از حقارت و ناچیزی دنیا بسی سخن به میان آورد
رابعه او را گفت: تو بسیار شیفته دنیا هستی که اگر دوستش نمی داشتی چنین یادش نمی کردی
من احب شیئا اکثر ذکره
که شکننده کالا خریدار کالاست واگر فارغ از آن بودی به نیک و بد آن کار نداشتی