نقل است که ذالنون مصری را آرزوی دیدار خضر نبی ع به دل بود

تا که روزی در بیابان به دیدار خضر مشرف شد

او را در برگرفت و بوسید و خضرش تا به منزل همراه و همسخن گردید

به وقت وداع خضر علیه السلام او را فرمود که یا ذالنون: تو را هر روز این ره

چگونه طی میشد؟ و او عرض داشت : که از بیابان تا به منزل جزئی از قران تلاوت میکردم

پس او را فرمود: پس این نصیحت تو را بس باد  که دیگر آروزی دیدار هیچ آفریده بدل راه ندهی

که گر خضر باشد تورا از خدا باز دارد..!